|
برپا خيز, از جا كن, بناي كاخ دشمن
|

اي ساربان رحلي فكن...
بانگ رحيل و جداي مزن...
چندي بمان, تا آنكه من, با اين شهيدان بگويم سخن...
اي ساربان كجا مي روي؟...
اين كاروان چرا مي بري؟...
***
در اين شب شيدا كنار شهيد...
كه اشك جدايي ز ديده چكيد...
اگر چه غمي ني ز درد وداع...
تو زمزمه كن زير لب به اميد...
كه اشرف به اين جانفشاني...
پيامي دليرانه ندارد...
خبر از گل سرخ خورشيد...
در ايوان اين خانه دارد...
درخواست از دبيركل ملل متحد در مورد تدفين شهيدان اشرف
پيكر شهيد حنيف امامى كه با گلوله جنايتكاران به شهادت رسيد
نيروهاى مهاجم عراقى در اشرف جاده منتهى به مزار شهيدان را در داخل قرارگاه اشغال كردهاند و هر كس را كه بخواهد به مزار مرواريد برود هدف قرار مىدهند. اين امر مانع خاكسپارى شهيدان گرديده است.
پيكر 7 شهيد كه توسط نيروهاى سركوبگر عراقى جان سپردند، از روز گذشته در گرماى 57 درجه برجاى مانده است. با توجه به قطع برق و تخريب يا از كار افتادن بسيارى سيستمهاى خدماتى ، نگهدارى اجساد غيرممكن شده و ممكن است با توجه به گرد و غبار شديد هوا، موجب انتشار انواع بيماريها در ميان ساكنان اشرف شود.
ساكنان اشرف از دبيركل ملل متحد خواستار اعزام فورى نمايندگانى براى عقب نشاندن نيروهاى عراقى از مسير مزار و نظارت بر خاكسپارى شهيدان هستند. علاوه بر اين، برخى خبرها حاكى از شهادت 4 يا 5تن مجاهدانى دارد كه توسط نيروهاى مهاجم عراقى بهشدت مجروح و به اسارت گرفته شده بودند. پيكرهاى آنان نيز بايستى براى خاكسپارى به بستگان و دوستانشان در اشرف تحويل شود.
دبيرخانه شوراى ملى مقاومت ايران
7مرداد1388 (29ژوئيه2009)
جنايت بزرگ عليه بشريت و افراد حفاظت شده در اشرف مسعود رجوى-7مرداد88
خامنهاى ولىفقيه ارتجاع از طريق پسر خوانده مسلكىاش در عراق، انتقام قيام مردم ايران را از اشرف كه آن را كانون استراتژيكى نبرد براى آزادى مىداند، گرفت. بيهوده گمان مىكنند با هدف قراردادن اشرف، قيام باز مىايستد، آب رفته به جوى ولايت باز مىگردد و طلسم درهم شكسته آن التيام مىپذيرد.
عجبا كه جنايت بزرگ عليه بشريت در اشرف و هدف قراردادن فرزندان بىدفاع و محصور مردم ايران همزمان باسالگرد قتل عام زندانيان و عمليات كبير فروغ جاويدان صورت گرفت كه رژيم هنوز هم از آن داغها بردل دارد.
مجاهدان اشرف، اما، به عهد خود با خدا و خلق جانانه وفا كردند؛ باجسم و جان، با روح و روان و با همه توش و توان… . راستى كه بيشتر از اين در فراسوى تصور و امكان نبود.
سلام بر شهيدان و دعاى خاضعانه و خالصانه براى شفاى مجروحان و درود بر تمامى اشرفيان.
از هموطنانمان در سراسر جهان مىخواهم به حمايت از اعتصاب و درخواست مجاهدان اشرف بشتابند:
1-خروج نيروهاى عراقى از اشرف.
2-به عهده گرفتن حفاظت اشرف از سوى نيروهاى آمريكايى كه به خلع سلاح و امضاى موافقتنامه با يكايك ساكنان اشرف در مورد حفاظت از آنها تا تعيين تكليف نهايى مبادرت كردهاند.
3-حضور وكلا و سازمانهاى بينالمللى مدافع حقوقبشر در اشرف كه 7ماه است از آن ممنوع شدهاند.
4- حضور نماينده شوراى امنيت ملل متحد يا دبيركل در اشرف براى گفتگو درباره تعيين تكليف نهايى.
5-تن دادن دولت عراق به قطعنامه 24آوريل پارلمان اروپا درباره وضعيت انسانى ساكنان اشرف.
6-محاكمه و مجازات آمران و عاملان حملهها و كشتار وحشيانه در اشرف در دادگاه بينالمللى به جرم جنايت عليه بشريت.
مسعود رجوى
7مرداد1388
نماز جمعه 26 تير ومواضع رفسنجاني چه معنا و مفهومي دارد ابتدا به مهمترين و محوريترين حرفهاي رفسنجاني اشاره كنيم:
- خيلي ها رأي ندادند ولي فقيه بايد مثل علي ع آن زمان كه مردم به او رأي ندادند بمدت 25 سال از حكومت بركنار بود به ولي فقيه هم كه خيلي ها رأي نميدهند بايدكنار بكشد. واضافه كرد كه فراجناحي صحبت ميكند وتلويحا به خامنه اي گفت كه تو جناحي موضع گرفتي وازاحمدي نژاد حمايت كردي رفسنجاني براي رفع بحران. راه حل براي رفع بحران را ميدهم .
- درانتخابات ترديد هست و شوراي نگهبان ازفرصتي كه رهبري دراختيارش گذاشت خوب استفاده نكرد .
- براي رفع بحران بايد مناظره ها راادامه داد تامردم به واقعيت برسند.
- اوضاع بحراني وخيلي تلخ است . و راه حل براي رفع بحران را ميدهم .
ملاحظه كنيد سنگر نماز جمعه, كه بقول تقوي نماينده خامنه اي سخنران قبل ازنماز بالاترين و مهمترين سنگرهاي ولي فقيه است به سنگر مخالفيني تبديل شد كه خواهان كنار كشيدن او هستند .
آيا فكر ميكنيد اگر نظام و رژيمي بخواهد متلاشي شود از اين بيشتر متصور است ؟ رفسنجاني نفر بعد از خميني كه خود خامنه اي را به خطر منافع خودش ولي فقيه كرد و تا آنجا كه ممكن بود بخاطر منافع كل رژيم با خامنه اي همراهي و حمايت ميكرد امروز از او ميخواهد كنار برودو ولي فقيه توسط سخنگويش (سردبير كيهان) او را اغتشاشگر و عليه نظام خواند و وابستگان خامنه اي علنا اورا تهديد كردند.گفتند خطبه حضرت علي را وارونه تفسير كرده از تريبون نماز جمعه سوء استفاده كرده و اگر خامنه اي اشاره اي كند چه خواهيم كرد و....
نكته ديگر سرعت بروز اين شكاف و تلاشي رژيم است.اگر از سال 84 كه خامنه اي احمدي نژاد را از صندوق ولايت در آورد كه رفسنجاني و كروبي اعتراض و شكايت كردند تا امروز اين اختلافات مستمرا بارز شده تا نمايش انتخابات 88 در 13 خرداد مناظره ها شروع شد كه بزرگترين شكاف بود بطوري كه شخصيتهاي منتخب شوراي نگهبان كه صلاحيتشان را از بين چند صد نفر كانديدا تأييد كرده بود همديگر را به دزدي, چپاول و دروغ و قتل و سركوب متهم و دست هم را در انظار ميليونها نفر رو كردند.
تا روز ي كه نتايج رأي گيري اعلام شد و تظاهرات و افشاگريها اوج گرفت و به خيابانها و تظاهرات كشيد وراهپيماييهاي مليوني عليه انتخابات و نتايج آن . كمتر از يك هفته در روز 29 خرداد خامنه اي وارد صحنه شد و تهديد كرد كه جمع كنيد عليه تظاهرات و اجتماعات تيغ كشي كرد و به كانديداهاي امتياز داد و از همه تعريف كرد و اسم آورد . يعني خواست با تهديد و ارعات به بحران خاتمه دهد اما در 30 خرداد چنان تظاهرات گسترده اي با حضور موسوي و كروبي و انجام شده كه اوج و برگ ديگرياز شقه و شكاف در رژيم را نشان داد وبدستور خامنه اي به روي مردم رگبار بستند درمدت اين چند روز قيام , بيش از 300 نفر شهيد و هزاران نفر را دستگير كردند.
كمتر از سه هفته بعد در18 تير مردم به خيابان ريختند اما خامنه اي ديگر نتوانست شليك كند و مهار را از دست داد.واين تظاهرات همچنان ادامه يافت و در 26 تير درنمازجمعه به اوج خود رسيد كه نفر اول رژيم ازخامنه اي محترمانه خواست كه كنار برود., انتخابات را تجديد كند,مناظره تلويزيوني را راه
اگر به فاصله هاي زمان بارز شدن شكاف كه هربار هم از مرتبه قبلي عميق تر است توجه كنيد خواهيد كه رژيم با چه بيندازند تامردم درجريان مواضع و حرفها و كردار آنها باشيم.سرعتي به سمت متلاشي شدن درحركت است .
نتيجه اينكه دراين شرايط دست تك تك شما براي تسريع متلاشي شدن تا سرنگوني بازتر و كارامدتر است رژيم ديگر قدرت مهار و كنترل خود را ازدست داده و فقط دست و پاي مرگ است كه ميزند . اين برتك تك ما است كه با اشراف به شرايط از هيچ حركتي دريغ نكنيم .
به نظرم بهتره همة اراذل و اوباشِ حكومتي و گماشتگانِ خامنه اي تا اطلاع ثانوي خفقان بگيرن, باور كنيد اين براي خودشون هم خيلي بهتره, آخه اين روزها هر كدوم كه گاوگند چاله دهانشون رو باز مي كنن جز مشتي جملاتِ مسخره چيز ديگه اي تحويلِ بوقهاشون نمي دن. آخه شما نگاه كنيد! در شرايطي كه ولي فقيه ارتجاع مثل كيسة بوكس آماج ضربه هاي خوار كننده آدمهاي خود رژيمه، از هادي غفاري تا فائزة رفسنجاني و از تشكل موسوم به روحانيون مبارز تا هادي قابل و تا آقاي منتظري و سايرين، در اين شرايط وقتي كساني مثل الهام سخنگوي دولت و زنش فاطمة رجبي و دژخيم حسين شريعتمداري به صحنه ميآن و تلاش ميكنند كه از ولي فقيه دفاع بكنند، از قضا وضعيت زار و نزار و اوضاع فَلاكتبار خامنهاي بدبخت رو بيشتر برجسته ميكنند. آخرين شاهد اين ادعا، آخونديه بنام شُجوني كه از دار و دستة باند موسوم به جامعه روحانيت مبارز معرفي شده. نامبرده به صحنه اومده و گفته : «خامنه اي نه رهبر ايران, بلكه رهبرِ تمام دنيا, تمام اديان و مذاهب و تمام مسلمانانه. در اين دنيا تنها يك حرف حساب شنيده ميشه و اون هم از سوي ايران اسلامي و به رهبري خامنه ايه.» آخوندِ فلكزده اومده حرف بزنه, كله معلق زده. ميخواسته جمله اي بگه كه شايد بتونه با اون دردهاي بي درمانِ ولي فقيهش رو درمان كنه اما در واقع جوكي گفته كه از اين به بعد نُقل محفلهاي عام و خاص ميشه. واقعاً اگر وليفقيه تا وقتي از اين باصواقعاً اگر وليفقيه تا وقتي از اين باصطلاح دوستان و مدافعان داره، احتياجي به هيچ دشمن مهاجمي نداره! آخه در حالي كه ولي فقيه زهوار در رفته داره زيرِ بارِ فتواهاي پيدرپي مراجع و روحانيون لِه ميشه و آدماي خود خامنهاي ناچارند كه هر روز بيان و زمزمههاي عزل ولي فقيه رو تكذيب بكنند، دم زدن از رهبري جهاني خامنهاي حكايت اون ياروئه كه به ده راهش نميدادن، سراغ خونة كدخدا رو ميگرفت اصلا ميدونيد چيه مردم ايران يه چيز رو خيلي خوب فهميدن اون هم اينه كه وقتي ميخواي به واقعيت وضعِ رژيم آخوندي پي ببري قبل از هرچيز به ادعاها و دروغهاش گوش كن, در هر زمينه اي كه بيشتر دروغ بگه معلومه در اون زمينه وضعش پتالتره. مردم ايران از سركوب و اختناق در ابعاد ميليوني سر به طغيان برداشتن، اما در همون حال پاسدار احمدي نژاد ميگه ايران آزادترين كشور دنياست و تو ايران آزادي مطلقه. رژيم داره از هم مي پاشه مي گه ما آماده مديريت جهانيم. با اين شاخص ميشه پي به واقعيتها و پشتپردههاي رژيم برد!
اجلاس فوق العاده پارلمان اروپا در اعتراض به سركوب قيام ايران
در اعتراض به سركوب وحشيانه مردم ايران توسط رژيم آخوندى در جريان قيام اخير و دستگيرى، شكنجه و كشتار تظاهر كنندگان در هفتههاى اخير، روز پنجشنبه 25تير، پارلمان اروپا يك جلسه فوقالعاده به منظور بحث و بررسى وضعيت كنونى نقض حقوقبشر برگزار نمود.
تبريك و تهنيت به خلق قهرمان و نيروهاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران درهم شكستن طلسم ولايت، استارت سرنگونى حكومت
مسعود رجوى - 26تير 88
سلام بر شهيدان قيام
درود بر مجروحان و مصدومان
دستمريزاد به جوانان بىباك و بيم
و به هستههاى مقاومت و قيام مردم ايران در برابر سلطنت مطلقه آخوندى
امروز مردم تهران دوباره در ابعاد ميليونى بهپا خاستند و اراده ظفرنمون خلق اسير براى آزادى از رژيم ستمشيخى را به جهانيان نشان دادند؛ با شكوه و درخششى خيرهكننده كه برق آن دنيا و اغلب رسانهها را فراگرفت.
در آخرين ساعتهاى جمعهشب 26تيرماه، هنوز از مناطق مختلف تهران خبرهاى درگيرى و شعارهاى ضدحكومتى مىرسد. جالب اينكه سركردگان و منابع رژيم جملگى مىگويند كه برگزارى نماز بهانه بود و همه كسانى كه خارج از روال معمول به صحنه آمده بودند نه بهخاطر نماز ريايى جمعه در حكومت آخوندى بلكه بهخاطر نيايشى صادقانه براى آزادى و براى شهيدان و زندانيانش آمده بودند؛ با خروش وقفهناپذير مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنهاى؛ با شعار «خامنهاى قاتل است، ولايتش باطل است».
آخوند تقوى، رئيس شوراى سياستگذارى جمعهبازار، گفت، نماز جمعه در اين رژيم «نماز حكومتى»، «نماز ولايت» و «تريبون نظام» است و بايد از «سياستهاى مورد تائيد مقام معظم رهبرى» در «ارگانها، نهادهاى رسمى كشور، دولت، مجلس، قوه قضاييه و شوراى عالى امنيت نظام» (يعنى سركوب و اعدامهاى دستجمعى) تبعيت و حمايت كند. راستى كه دقيقتر و صريحتر از اين نمىشد گفت.
درست به همين دليل هر كس كه با فرهنگ قرآن و فقه تشيع علوى آشنا باشد، بهروشنى مىداند كه هرگونه شركت و شراكت در نمازهاى ريايى، كه تريبون يك حاكميت غاصب و جبّار است، به مصداق «رئاء النّاس» سدكردن و بازداشتن از راه خدا و سراپا نفاق و باطل و حرام است. حتى اگر ولىفقيه ارتجاع و تيغكشان او چنين نمازى را در كعبه و در خانه خدا هم برگزار كنند، باز هم «ما كان صلاتهم عند البيت إلاّ مكاء وتصدية» يعنى كه نمازشان جز صفير كشيدن و دستكزدنى بيش نيست.
پس خوشا دختران و پسران و مردم آزادهيى كه صفيركشيدن و دستكزدنهاى آخوندى را در جمعهبازار درهم مىريزند. عبادت و مجاهدت حقيقى را همين دليران بىباك بهجا مىآورند. باشد كه خدا بر اجر و مرتبت آنها بيفزايد. بله، اين مقدمه آزادكردن دانشگاه از قباى ظلمت و اسارت عفريت ولايت است كه سايه شوم آن سه دهه بر دوش دانشگاه سنگينى مىكند. باشد كه بساط جمعهبازار و رئاء الناس برچيده شود و دانشجويان مبارز و مجاهد اين مرز و بوم، ديگربار، به آزادسازى و فتح دانشگاه نائل شوند. مانند آن روز كه با پايين كشيدن و درهم كوبيدن مجسمه شاه در ورودى دانشگاه تهران، ناقوس سرنگونى ديكتاتورى و زنگهاى پيروزى انقلاب ضدسلطنتى مردم ايران را بهصدا درآوردند.
اما نخستين درس قيام امروز 26تير 1388 شدت يافتن تضاد بين مردم با تماميت حاكميت آخوندى و رژيم ولايت فقيه است. همگان يكبار ديگر به چشم مىبينند كه استبداد مذهبى و رژيم ولايت فقيه در ذات خود با انتخابات بيگانه و در تعارض است و از آن آبى گرم نمىشود. امروز ساعتهايى بود كه انبوه مردم در برابر يورشهاى وحشيانه سگهاى لباسشخصى يا قلادهداران ارتجاع و مخصوصاً حملههاى رذيلانه آنها به خواهرانمان فرياد مىزدند «رهبران، ما را مسلح كنيد!»، «نترسيد، نترسيد، نبرد تا رهايى».
درس دوم، شدت يافتن و درمانناپذيرى شكاف و شقه و مخاصمات درونى رژيم عليل و تكپايه ولايت در دوران پايانى است.
درس سوم، كه مهمترين درس است، استمرار قيام و عزم جزم مردم بهپاخاسته و جوانان پاكباخته براى استمرار قيام در هر شرايطى و با استفاده از هر پوشش و مناسبتى است. ديگر آب از سر رژيم گذشته و ولىفقيه قافيه را باخته است. رفسنجانى امروز با صراحت به بحران و وخامت اوضاع رژيم و به ضرر و زيان تماميت رژيم در جريان انتخابات اذعان و تأكيد كرد.
در عرصه بينالمللى هم گواهى مىدهند كه «در ايران چيزى به جريان افتاده كه ديگر امكان متوقف كردن آن وجود ندارد».
آرى، حق داريد كه دستافشان و پاكوبان و جانانه بخوانيد كه «ما همه يكصداييم، ما همه يك نداييم».
خلاصه بگويم: از روزى كه طلسم ولايت فقيه و هيمنه بزرگعمامهداران نظام در جريان شعبده انتخاباتى درهمشكست و قيام آغاز شد، قطار بىدنده و ترمز رژيم ولايت، در سراشيب سقوط افتاده و مرحله سرنگونى فاشيسم دينى، بالفعل استارت خورده است. مشروط بر اينكه ما، يكايك ما و ملت ما، براى پرداخت بها، آمادگى و اراده تزلزلناپذير داشته باشيم و آن را اثبات كنيم و به جهانيان نشان بدهيم.
ولىفقيه ارتجاع، غرّه از يكپايگى 4ساله و دستاوردهاى بادآورده جنگ در عراق، بهخصوص خلعسلاح ارتش آزاديبخش ملى ايران و محاصره مجاهدين، سلسلهيى از اشتباهات مرتكب شد. هم مىخواست احمدىنژاد را يكمرحلهيى از صندوق بيرون بكشد، هم آمار 40ميليونى و شركت 85درصدى بدهد، هم تنور انتخابات را با مناظره گرم كند و همچنين در اين اثنا رفسنجانى و موسوى و كروبى و سايرين را لجنمال و بهكلى از دور خارج كند. اينجا بود كه شكاف باز شد و جوشش شرايط عينى و ظرفيت عظيم انفجارى كه در هر فرصتى و از هر روزنهيى، بىدريغ و با هر قيمتى، بيرون مىزند، فوران كرد.
قيام 26تير در يك كلام، اثبات آغاز پايان و استارت مرحله سرنگونى اين رژيم است.
رئيسجمهور برگزيده شوراى ملى مقاومت ايران براى دوران انتقال حاكميت به مردم ايران در 30خرداد به درستى گفته بود: «امروز بيست و هشتمين سالگرد مقاومت آزادىستان مردم ايران است. با يكصد و بيست هزار شهيد آزادى. پس با غرور و افتخار تمام، از جانب مردم ايران، به دنيا اعلام مىكنم كه بهلحاظ سياسى و استراتژيك، شعبده بازان، يعنى ولىفقيه و گماشتهاش، پاسدار احمدىنژاد، شكست خوردند و ناگزير رژيمشان را به سراشيب سقوط و به دوران بىبازگشتى راندند كه چرخها را عليه تماميت رژيمشان بهحركت در آورده است.
اعلام مىكنم كه برنده حقيقى و نهايى انتخاباتى كه رژيم ترتيب داد، ما هستيم، ما مردم ايران، ما ايرانيان تشنه آزادى در هر كجاى جهان، و ما اشرفيان… . آرى اين پيروزى، پيروزى مردم و مقاومت ايران و مجاهدان آزادى است كه 7سال است در اشرف محصور و محبوساند».
البته تا اين رژيم هست، باتون و شكنجه و شلاق و اعدام هم هست. هيچ خبرى از فضاى باز سياسى جز در آستانه سقوط محتوم رژيم ولايت فقيه در ميان نخواهد بود.
از طرف ديگر، تاريخ مانند روزگار پايانى رژيم شاه تكرار نمىشود. مبادا گمان كنيد كه چيزى خودبهخود و خلقالساعه شكل مىگيرد يا توليد و برپا مىشود. آجربهآجر آن را بايد خودمان و خلقمان بسازيم و شكل بدهيم و برپا كنيم. به استارت مرحله سرنگونى و به تهديد خودبخودىگرايى كم بها ندهيد.
يادم آمد كه امشب ضمناً بيست و يكمين سالگرد «زهر آتشبس» در جنگ ضدميهنى 8ساله است. در 27تير سال 1367 خمينى كه مىگفت صلح «دفن اسلام است» و سوگند مىخورد كه تا بيست سال و تا وقتى يك خانه در تهران باقيست، به جنگ ضدميهنى ادامه خواهد داد، كمتر از يكماه پس از فتح شهر مهران توسط ارتش آزاديبخش ملى ايران، بهقول خودش «جام زهر آتشبس» تحميلى را براى مصلحت و حفظ نظام سركشيد. غافل از اينكه يك هفته بعد در سوم مرداد همان سال كه مصادف با عيد قربان بود، مجاهدان آزادى با تمام توش و توان، در عمليات كبير فروغ جاويدان، به وظيفه خود قيام مىكنند، به خاك ميهن مىشتابند و تا دروازه كرمانشاه پيش مىروند.
آنقدر كه ولايتى كه 16سال وزير خارجه رژيم بود، گفت «تلخترين روز در طول 16سال» وقتى بود كه در نيويورك، قبل از ملاقات با دبيركل وقت سازمان ملل «همين كه من نشستم، ديدم كه يك تلكس به من دادند كه در آن نوشته شده بود منافقين به ايران حمله كرده و كرند و اسلامآباد غرب را تصرف كردهاند و پشت دروازههاى كرمانشاه هستند، درحالىكه ما رفته بوديم تا براى آتشبس صحبت كنيم. خلاصه اين تلخترين روز در طول ۱۶سال عمر كارى من بود… . در رابطه با تلخترين خاطره، مسألهيى به يادم آمد كه شايد خيلى ديپلوماتيك و بهداشتى نباشد ولى برايتان مىگويم، شايد كه جالب باشد. در آن موقعى كه تلكس را به من دادند، آنقدر ناراحت شدم كه، من سيگار نمىكشيدم، از يكى يك سيگار گرفتم و اين سيگار را تا ته كشيدم كه به فيلتر رسيد و حتى فيلترش را هم كشيده بودم ولى خودم متوجه نشدم كه دارم فيلتر سيگار را مىكشم!» (روزنامه ايران 18/04/86)
سال گذشته در بيستمين سالگرد حماسه آرمانى و ميهنى فروغ جاويدان، رژيم آخوندى به صراحت اعتراف كرد: «عمليات مرصاد را بهلحاظ اهميت جغرافيايى و مكانى مىتوان در حد عمليات آزادسازى و فتح خرمشهر و يا همان عمليات بيتالمقدس و حتى بزرگتر از آن دانست. چرا كه شكست ما در خرمشهر مىتوانست تنها خوزستان را از ايران جدا كند اما رسيدن پاى منافقين به كرمانشاه، بهمعناى تهديد جدى مجموعه نظام اسلامى بود» (تلويزيون رژيم).
قبل از آن هم يكى از سركردگان سپاه پاسداران فاش كرد خمينى در جريان فروغ پيامى به پاسداران داده كه توسط پسرش احمد براى همه نيروهاى رژيم خوانده شده است. خمينى گفته بود «اينجا نقطه شكست و پيروزى اسلام يا كفر است. بايد متربهمتر بجنگيد» (تلويزيون رژيم 5/5/86).
از زبان واژگونه خمينى درباره كفر و اسلام كه بگذريم، بله، تا آنجا كه به ما مربوط مىشود، براى آزادى ميهن و براى حق حاكميت مردم ايران، ما زن و مرد جنگيم و براى سرنگونى ديو و ددهاى عمامهدار و قلادهدار يا لباسشخصى، بايد سانتيمتر به سانتيمتر بجنگيم.
با درود به جاودانه فروغهاى آزادى از ارتش آزاديبخش ملى ايران تا شهيدان خاوران و شهيدان ارتش قيام بر سنگفرش خيابانهاى گلگون تهران
سلام بر آنان روزى كه زاده شدند،
روزى كه بهپا خاستند و براى آزادى قيام كردند،
روزى كه جاودانه شدند،
روزى كه حاكميت مردم ايران را به ارمغان مىآورند،
و روزى كه در حيات جاويدان برانگيخته مىشوند.
مسعود رجوي
كميته بين المللي حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران، باحضور رئيسجمهور برگزيده مقاومت،در پاريس شروع به كار كرد

در اجلاس تشكيل «كميته بينالمللى حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران» كه در پاريس، با حضور رئيسجمهور برگزيده مقاومت و برجستهترين وكلا و حقوقدانان و پارلمانترها و شخصيتهاى فرانسوى و اروپايى وهم چنين نخستوزير سابق الجزاير برگزار شد، خانم رجوى ضمن تقدير از حقوقدانان و وكلا بهخاطر ابتكارشان براى تشكيل اين كميته، خطاب به قيام كنندگان قهرمان در داخل ميهن گفت:
عزم و رزم و شجاعت شما چشم جهانيان را خيره كرده است. هموطنان شما در خارج و حاميان مقاومت ايران پژواك صدا و خواسته شما در جهان خواهند بود… مطمئن باشيد دوستداران آزادى و عدالت در كنار ما و شما هستند. رژيم ديگر نمىتواند مانع شما شود. قيام تا پيروزى ادامه خواهد داشت.
رئيسجمهور برگزيده مقاومت خطاب به قيام آفرينان ميهن گفت: شما با حضورتان در خيابان در سالگرد 18تير، نشان دايد كه قيام براى آزادى و حاكميت مردم ادامه دارد و از گلوله و گاز اشك آور و باتون و چماق باكى ندار.
ايستادگى شما آن روى سكه پايدارى اشرف است كه حكومت ملاها را بلرزه در آورده است.
اين پايدارى باعث تعميق بحران در درون رژيم شده است كه كشاكس فزاينده بر سر نمازجمعه فردا يك نمود آن است و نشان مىدهد كه خامنهاى در مهار يا حتى تخفيف بحران شكست خورده است.
اجلاس «كميته بينالمللى حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران» در پاريس با سخنان ژان پير اسپيتزر وكيل برجسته فرانسوى و متخصص حقوق اروپايى، آغازشد.
وى با تشكر از خقوقدانان و پارلمانترها و خبرنگاران شركت كنند در جلسه با درود به شهيدان قيام مردم ايران و با تسليت بهخاطر 168قربانى سقوط هواپيما درايران، به سرخط برنامههاو «كميته بينالمللى حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران» اشاره كرد و گفت اقدام ما دراين كميته بر ضد جنايت عليه بشريت است.
ما قصد داريم با استفاده از همه امكانات و سلاحهاى حقوقى كه دست داريم مجموعهاى از شكايتهاى قضايى را در دادگاههاى بينالمللى طى روزهاى آينده آغاز كنيم.
از كميسيون حقوقبشر ملل متحد تقاضاى تحريم و مجازات عليه رژيم خواهيم كرد و از همه كشورها خواهيم خواست كه رابطهشان را با اين رژيم قطع كنند.
ما همچنين در دادگاه بينالمللى لاهه شكايت خواهيم كرد.
ژان پيراسپيتزر سپس رشته سخن را به ويليام بوردون، حقوقدان برجسته فرانسوى و رئيس «كميته بينالمللى حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران» سپرد.
ويليام بوردن درسخنان خودگفت: كميته بينالمللى حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران مىخواهد با تشكيل شبكهيى ازحقوقدانان و وكلا دراروپا و در جهان، سكوت در قبال اقدامهاى سركوبگرانه رژيم ايران را درهم بشكنيد. سركوب وحشيانهيى كه اكنون يك توافق نظرجهانى را عليه خود ايجاد كرده است.
اطلاعات وگزارشهاى مطمئن رسيده از سوى شوراى ملى مقاومت ايران از بيش از 300كشته خبرمىدهد و اين كه هزاران تن از دستگيرشدگان همچنان تحت شكنجه قرار دارند.
ما مىخواهيم با برنامههاى مرحلهاى وكلاى دوست را در كشورهاى اروپايى و حقوقدانان متخصص جنايت عليه بشريت را گرد آوريم تا اقدامهاى حقوقى لازم را عليه شكنجهگرانى كه درحاكميت آخوندى از پيگيرد ومجازات مصون ماندهاند، انجام دهند و آخوندها و مسئولان اين شكنجهها چنانچه درمسافرت باشند دستگير ومحاكمه شوند
اسپانيا وبلژيك قبلا قوانينى براى اين گونه اقدامهاى ضرورى به تصويب رساندهاند و حقوقدانان و وكلاى عضو اين شبكه تلاش خواهندكرد تا جنايتكاران از مصونيت برخوردار نباشند به ويژه آخوندهاى حاكم برايران.
پس ازسخنان ويليام بوردن، فيلمى از صخنههاى قيام مردم ايران براى آزادى و اقدامهاى سركوبگرانه ضدانسانى نيروهاى سركوبگر رژيم براى خاموش كردن صداى آزاديخواهى مردم و جوانان به پاخاسته ايران به نمايش گذاشته شد.
آنگاه رئيسجمهور برگزيده مقاومت خانم مريم رجوى طى سخنانى با تشكر ازحقوقدانان، تشكيل اين كميته را يك ابتكار با ارزش براى مردم ايران و براى همه آنهايى توصيف كرد كه هم اكنون در زندان و زير شكنجه قرار دارند.
خانم رجوى با اشاره به بيش از 300شهيد و10000دستگيرى در اقدامهاى سركوبگرانه ديكتاتورى آخوندها عليه
مردم به پاخاسته وآزاديخواه ايران گفت:
وكلاى دستگيرشدگان را تحت شديدترين فشارها قرارميدهند و برخى از آنها را دستگير كردهاند. رييس قضاييه آخوندها با صدور يك آيين نامه سركوبگرانه و بىسابقه، در صدد است باقى مانده استقلال وكلا را از بين برده و كانون وكلا را بهصورت زائده قوه قضاييه در بياورد. از اين كميته مىخواهم از اين وكلاى شرافتمند حمايت كند.
خانم رجوى درسخنان خود در اجلاس «كميته بينالمللى حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران»، اهميت قيام سراسرى و آثار آن بر جامعه و رژيم حاكم را مورد بحث قرار داد و از جمله گفت: «تحولات در ايران از يك نقطه عطف عبور كرده و شرايط ديگر به گذشته باز نمىگردد. رژيم در سراشيب سقوط قرار گرفته و اين آغاز پايان رژيم ولايت فقيه است. تحولات اخير رفرم ناپذيرى رژيم ملايان و بى آيندگى آنرا بنمايش گذاشت.
ولىفقيه حتى متحدين 30سالهاش را كه كمترين شكافى با او داشته باشند، نمىتواند تحمل كند. به اين ترتيب تنها راهحل تغيير دموكراتيك بهدست مردم و مقاومت مردم ايران است. قيام سراسرى مردم نشان داد كه اين راهحل در دسترس است.
خانم رجوى افزود: «براى ما، معيار و شاخص، نفى ديكتاتورى مذهبى و استقرار دمكراسى و جدايى دين از دولت است. هر كس ولايت فقيه را نفى و حق حاكميت مردم را برسميت بشناسد، فارغ از هر اختلاف نظر سياسى و حتى اعضاى جناح مغلوب رژيم، را مورد استقبال قرار مىدهيم».
رئيسجمهور برگزيده مقاومت در بخش ديگرى از سخنان خود گفت: «همزمان با افزايش سركوب در ايران، ملاها فشار بر روى شهر اشرف را افزايش دادهاند. امروز آنها حتى مانع ورود مواد غذايى به اشرف هستند. بايد تكرار كنم كه محاصره اشرف بخشى از اختناق ملايان عليه مردم ايران است.
از جامعه بينالمللى انتظار دارم كه دولت عراق را براى پذيرش قطعنامه 24آوريل پارلمان اروپا و رفع محاصره از اشرف، تحت فشار قرار دهد وگرنه ايالات متحده بايستى مسئوليت حفاظت اشرف را برعهده بگيرد».
خانم رجوى همچنين جامعه بينالمللى و بهويژه دولتهاى غربى را فراخواند كه: به مماشات و معامله با اين رژيم، كه همكارى در سركوب مردم ايران است، خاتمه دهند، در كنار مردم و مقاومت ايران براى دمكراسى قرار بگيرند و به فرياد مردم ايران براى آزادى گوش فرا دهند.
رئيسجمهور برگزيده مقاومت گفت:
«همزمان با صدمين سال فتح تهران توسط مجاهدان آزادى انقلاب مشروطه،
به هموطنانم در داخل ايران، به زنان و جوانان دلير كه با پذيرش خطرات در خيابان ها فرياد مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنهاى را جهانى كردند، درود مىفرستم.
عزم و رزم و شجاعت شما چشم جهانيان را خيره كرده است.
آزادى حق شماست و هيچ قدرتى نمىتواند مانع شما شود.
شما با حضورتان در خيابان در سالگرد 18تير، نشان دايد كه قيام براى آزادى و حاكميت مردم ادامه دارد و از گلوله و گاز اشك آور و باتون و چماق باكى نداريد.
ايستادگى شما آن روى سكه پايدارى اشرف است كه حكومت ملاها را بلرزه در آورده است.
اين پايدارى باعث تعميق بحران در درون رژيم شده است كه كشاكس فزاينده بر سرنماز جمعه فردا يك نمود آن است و نشان مىدهد كه خامنهاى در مهار يا حتى تخفيف بحران شكست خورده است.
به جوانان، دختران عزيزم، خانوادههاى داغدار و مردم بپاخاسته ميهنم مىگويم، طى هفتههاى اخير هموطنان شما در خارج كشور در بيش از 80 (هشتاد) نقطه جهان بيش از 350 (سيصدوپنجاه) آكسيون و تظاهرات در حمايت از شما برگزار كردهاند. و دولتها و سازمانهاىبينالمللى، را به حمايت از قيام شما و سازمانهاى بينالمللى فراخوانده اند.
هموطنان شما در خارج و حاميان مقاومت ايران پژواك صدا و خواسته شما در جهان خواهند بود.
از آقاى بوردون و همه وكلاى محترم، براى تشكيل يك كميته بينالمللى و اعلام آمادگى براى كمك به زندانيان و خانوادههاى شهدا، تشكر مىكنم.
شما هموطنان عزيز مىتوانيد با اين كميته تماس بگيريد. ترديد ندارم كه همه اعضا كميته ماكزيمم تلاششان را براى كمك به شما مبذول خواهند داشت.
و خطاب به همه مردم ايران و جوانان و دختران به پاخاسته مىگويم، شما مطمئن باشيد دوستداران آزادى و عدالت در كنار ما و شما هستند. رژيم ديگر نمىتواند مانع شما شود. قيام تا پيروزى ادامه خواهد داشت.
درود بر شما و برعزم جزمتان».
در دامه اجلاس «كميته بينالمللى حقوقدانان در دفاع از قربانيان سركوب قيام مردم ايران» در پاريس پرفسور اريك داويد، استاد نامدار حقوق بينالملل از بلژيك و رييس انستيتوى حقوق بينالملل در دانشگاه آزاد بروكسل، طى سخنانى گفت:
فكرمى كنم اعمال رژيم آخوندها درسركوب قيام كنندگان ايران را بايد در عداد جنايت عليه بشريت محسوب كرد. فكر مىكنم كه اين اقدامها بايد مورد پيگرد بينالمللى قرارگير د.
به نظر من بىعملى جامعه بينالمللى در قبال اين جنايات مىتواند زير سؤال رفته و رسيدگى قرارگيرد.
اين امر بهخاطراين است كه قوانين بينالمللى ايجاب مىكند كه اين حمله سركوبگرانه عليه تظاهر كنندگان نمونه مشخصى از حمله عليه جمعيت بزرگ بىدفاعى است كه به احمدىنژاد اعتراض دارند.
وى به تجارب دادگاههاى بينالمللى براى يوگسلاوى سابق يا رواندا و دادگاه توكيو شاره كرد و گفت بهعنوان يك نظريه پردازحقوق فكرمى كنم كه حكم دادگاه توكيو در 1948 يك رويه را نشان داد كه حتى اگر رهبران ومسؤلان رژيم مستقيما وشخصا اين شكنجهها را انجام نداده، باشند باز هم مسؤلند و بايد محاكمه و محكوم شوند.
پرفسور اريك داويد، استاد حقوق بينالملل از بلژيك همچنين مسؤليت سازمان ملل متحد و جامعه بينالمللى در قبال جنايات سركوبگرانه رژيم آخوندى نيز ازديدگاه حقوقى مورد بررسى قرارداد و با اشاره به فراخوان خانم مريم رجوى براى ارجاع پرونده جنايات ضدبشرى رژيم به شوراى امنيت ملل متحد، گفت دراين زمينه هم شوراى امنيت ملل متحد وهم كشورهاى عضوشوراى امنيت، به موجب قوانين بينالمللى مسئوليت برعهدهدارند.
درادامه برنامه ژان پير برار، نماينده مجلس ملى فرانسه، سناتور ژان پير ميشل عضو مجلس سناى فرانسه بنيانگذار سنديكاى قضات، تيرى لوى حقوقدان برجسته فرانسوى، ژرژ هانرى بوتيه وكيل و حقوقدان فرانسوى، ماريو لانا رئيس اتحاديه وكلا براى دفاع ازحقوقبشر، برند هويزلر نايب رئيس و سخنگوى حقوقبشركانون وكلاى برلين، سيد احمد غزالى نخستوزير سابق الجزاير اسقف ژاك گايو، اسقف مترقى فرانسوى، كريستين لوند نماينده پارلمان از دانمارك، آنتونيو استانگو دبيركميته ايتاليايى پارلمانترها و شهروندان براى ايران آزاد، ژيل پارويل رييس سابق كانون وكلاى والدواز وهم چنين شمارى از اعضا و مسؤلان كمسيونهاى شوراى ملى مقاومت ايران و پرويز خزايى، نماينده شوراى ملى مقاومت ايران دركشورهاى نورديك شركت داشتند و شمارى از آّنان سخنانى ايراد كردند.
به جريانات مغلوب درون نظام, توصيه مي كنيم, در صف مردم ايران قرار بگيرند

اشرفيان يادواره سهراب اعرابى، شهيد قيام سراسرى مردم ايران را گرامى داشتند.
مراسم بزرگداشت اين
شهيد سرفراز قيام سراسرى مردم ايران درمزار مرواريد، با حركت گارد احترام و اداى
احترام توسط يكان گارد آغاز شد. 
سپس گروه گل گذار حلقه هاى
گل سرخ را تقديم سهراب كرد. آنگاه نوبت به گل گذارى و اداى احترام توسط مجاهدان
اشرف رسيد. روشن كردن شمع آيين ديگرى از اين مراسم بود كه توسط يك گروه از زنان
مجاهد خلق انجام شد.
آنگاه زندگينامه سهراب قرائت شد و تعدادى از سخنرانان ضمن تجليل از شهيد سهراب و
ديگر شهيدان و جاودانه فروغهاى آزادى، به ايراد سخنانى حول قيام سرفراز مردم ايران
عليه حاكميت فرتوت آخوندى پرداختند.
دراين مراسم همچنين چند دكلمه اجرا شد و سپس اشرفيان بهصورت دستههاى منظم در برابر تمثال شهيد سهراب اعرابى اداى احترام كردند.
به اعتقاد اپوزيسيون دوران موضعگيريهاي محتاطانه به سر آمده است. رژيم متزلزل شده است. براي پيشگيري از حمام خون، ايجاب مي كند جامعه بينالمللي واكنش قاطعتري از خود نشان دهد.
به قلم: ژان لور و حسين اصفهاني
ماهنامة معتبر آفريقا ـ آسيا كه به زبان فرانسه در پاريس منتشر ميشود، در آخرين شمارة خود، ژوئيه 2009 يكي از مقالات خود را به قيام سراسري مردم ايران و بررسي آن اختصاص داده است. اين مقاله با عنوان: «سركوچه, انقلاب است» به چاپ رسيده
از تهران تا شيراز، از مشهد تا تبريز، آيا ملت ايران بار ديگر جهانيان را به شگفتي واخواهد داشت؟ به نظر ميرسد كه در ايران زمين انقلابي جريان دارد. يك كاسب جوان تظاهركننده در تهران در اين باره چنين مي گويد: « جنبشي است فوقالعاده كه همه آحاد ملت را به هم پيوند داده است. »
همگان صحنه هاي پايان حكومت شاه را به خاطر مي آورند. مراد، بازنشستهيي كه فعالانه در جنبش عليه ديكتاتوري شاه شركت كرده است، ياداوري ميكند كه مطالبات امروز مردم خيلي با آن زمان مشابهت دارند. ” مرگ برديكتاتور” و ”ميكشم هركه برادرم كشت”، شعارهايي هستند كه به حدود 100تظاهركنندهيي اشاره دارد كه از آغاز قيام جان خود را از دست داده اند.
افسانه، يك دانشجوي جوان دانشگاه اميركبير تهران، سبعيت رژيم در سركوب را چنين توصيف ميكند: «در پايان تظاهرات نيروهاي انتظامي ولباس شخصيهاي وابسته به وزارت اطلاعات به گروههاي متفرق مردم حمله كردند و انها را بيرحمانه مورد ضرب و جرح قرار دادند. كساني كه فرار كردند ميتوانستند به خانه هايي پناه ببرند كه صاحبانشان درها را به رويشان باز گذاشته بودند. اما بسيجي ها به داخل خانه ها ميرفتند و انها را با خود ميبردند ».
مجله آفريقا آسيا سپس تحت عنوان «سركوب وحشتناك» ميافزايد:
سركوب شديدتر شده است. رژيم از سلاح گرم عليه مردمي كه تلاش كردند پايگاه بسيجيان را تصرف كنند, استفاده كرد. دهها نفر به ضرب گلوله نيروهايي كه در برجها موضع گرفته بودند, كشته شدند.
محسن كه شاهد شليك به سر دانشجويي بود كه مشغول صحبت با يك خبرنگار بود, گفت: «چند شب متوالي بسيج و نيروهاي پليس مسلح به باتون, قمه و سلاح گرم، به خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران هجوم بردند وآنها را وحشيانه مورد ضرب و شتم قرار دادند». به اين ترتيب شب 16ژوئن (26خرداد)، 5 دانشجو درخوابگاه دانشجويان به قتل رسيدند.
تصوير ندا، دختر جواني كه به ضرب گلوله به قلبش كشته شد و ضجههاي پدرش، جهان را منقلب كرد. پس ازآن، مردم، خياباني را كه ندا در آن بهقتل رسيده بود به نام او نامگذاري كردند. مقامات از تحويل اجساد به خانوادهها امتناع ميورزند و از برگزاري مراسم تشييع براي آنها ممانعت ميكنند».
در ادامةمقالة «سركوچه انقلاب است» از ماهنامة فرانسوي آفريقا ـ آسيا چنين ميخوانيم: «روز 15ژوئن در يكي از محلههاي شهر تهران جوان 18سالهيي به نام مهدي كرمي وچند تن از دوستانش به ضرب گلوله به قتل رسيدند. مهدي از ناحيه گردن مورد اصابت قرارگرفت. وقتي خانوادهاش خواهان تحويل گرفتن جنازة فرزند خود شدند, مقامات پول تير مطالبه كردند. فرداي آن روز وقتي خانوادههاي سوگوار در خانه قرباني جمع شده بودند, واحدهاي ضدشورش با گاز اشكآور يورش بردند و آنها را دستگير كردند. محلات پرتلاطم هستند و مردم روي پشتبامها رفته و شعار «اللهاكبر» و «مرگ بر ديكتاتور» سر ميدهند.
اين تحولات براي دولتها و افكار عمومي بينالمللي غيرمنتظره بود. بسياري از كساني كه عنوان ”متخصص” ايران را با خود يدك ميكشند، دانشگاهيان مجاز براي اظهارنظر در مطبوعات و ”كارشناساني” كه در وزارت خارجه كشورهاي غربي گوش شنوا دارند، زيرا حرفهاي باب طبع آنها را مي زنند، حكومت تهران را همواره حكومتي ”باثبات” و يك نوع ”دموكراسي” و علي خامنهاي (ديكتاتوري را كه از حق اللهي برخوردار است) در نقش يك ”داور” مطرح مي كردند . آنها حتي نسل جوان ايران را غيرسياسي و فاقد شجاعت و ديناميزم برعليه رژيم توصيف مي كردند.
اين كارشناسان رسمي، چه با حسن نيت و چه با سوء نيت، پيام كشوري را منتقل مي كنند كه از جمهوري فقط عنوان آن را دارد. در اولين نماز جمعه پس از آغاز شورشها، وليفقيه با اعلام حميات از احمدي نژاد يك سيلي بر بناگوش اين كارشناسان نواخت. او حاضر به قبول ابطال انتخابات رياست جمهوري بهرغم تخلفات, نشد. خامنهاي جناح رقيب را تهديد كرد اگر به تظاهرات خياباني ادامه دهند « مسئول خونهاي به زمينريخته شده، خشونتها و هرج و مرجها شناخته خواهند شد». او بيش از اين نميتوانست صراحت كلام داشته باشد .
خامنهاي فراموش نكرد توضيح دهد: «گسيل تظاهركنندگان به خيابانها راه را براي نفوذ تروريستها باز ميكند”. به همين دليل گمان آن ميرود، سوقصدي كه در فرداي اين سخنراني در مقبره خميني رخ داد، ممكن است دسيسه به منظور زمينهسازي براي يك كشتار برنامهريزيشده باشد. نكتة عجيب اين كه بعد از سوءقصد هيچ خبرنگاري مجاز به ورود به محل مقبره نشد.
روز بعد، وليفقيه تهديدهاي خود را جامه عمل پوشاند. درچندين محله تهران و شهرستانها تظاهرات جريان پيدا كرد و وضعيت حكومتْ نظامي حاكم شد. درگيريها بسيار شديد و سركوب وحشتناك بود. 150تظاهركننده به ضرب گلوله كشته شدند. اما اوضاع از يك سرفصل گذشت: توده ها طلسم را شكسته و خلق فرياد «مرگ برخامنه اي!» سر دادند .
وليفقيه در سخنراني خود فراموش نكرد كه يادآوري كند 4كانديد مجاز براي شركت در انتخابات همه جزء اندرونيهاي حكومت بوده و از جمله وفادارترين شخصيتها به رژيم هستند: محمود احمدينژاد رئيسجمهور, ميرحسين موسوي نخستوزير سابق خميني ,مهدي كروبي رئيس پيشين مجلس و محسن رضايي رئيس سابق سپاه پاسداران. اين كه از ميان 500 نفر فقط 4كانديدا از غربال شوراي نگهبان به دليل اظهار وفاداريشان گذشتند, امر جديدي نيست. كما اين كه تقلبات در انتخابات نيز امر عجيبي در ايران محسوب نمي شود.
اما اين بار يك نوآوري وجود داشت: يك مناظرة عجيب تلويزيوني ترتيب داده شد كه طي آن احمدي نژاد توانست رقباي خود را زير ضرب ببرد و از آنچه همگان در بارة فساد مالي و كلاهبرداريهاي خاندان رفسنجاني مي دانستند، پرده بردارد. اتهام فساد و چپاول, قتل و تروريسم از جمله موضوعات اين مناظره بود. اما نبايد فراموش كرد كه رفسنجاني نفر شمارة 2 رژيم و رئيس شوراي تشخيص مصلحت نظام و نيز رئيس مجلس خبرگان ميباشد كه اين مجلس وليفقيه را برميگزيند . خامنهاي مي خواست از فرصت انتخابات بهره جويد، جناح رقيب را از صحنه حذف كند و خط مشي افراطي خود را كه در احمدينژاد متبلور مي شود، پيش ببرد.
اين مقدمهيي براي تصفيه حسابها در هيأت حاكمه بود. رفسنجاني در نامه سرگشادهيي به خامنهاي، خواستار ”خاموش كردن آتشي شد كه دود آن از هماكنون بلند شده است”. او يادآوري نمود كه اتهامات مطرح شده در مناظره مربوط به دوراني است كه حكومت يا توسط خميني يا توسط خود خامنهاي اداره مي شده است.
اين مناظره به كارزار انتخاباتي گرما بخشيد اما در عين حال رژيم متزلزل را شكنندهتر كرد. شكاف در رأس حكومت توسط مردم احساس شد. ايرانيها اميدوار شدند و از وضعيتِ بهوجود آمده براي پيشبرد خواستههاي خود استفاده كردند: آنها پايان ديكتاتوري مذهبي، پايان سركوب جنبش دانشجويي, برابري جنسي و آزادي زندانيان سياسي و در يك كلام رهايي مي خواستند.
همه اينها در يك فضاي پرشور و شاد انجام شد. طي مدت ده روزي كه كارزار انتخاباتي بهطول انجاميد، مردم از ابراز نظر نترسيدند. اما همه ميدانستند كه با پايان انتخابات، جشن نيز خاتمه خواهد يافت.
خامنهاي سناريوي خود را خوب تدارك ديده بود. يك روز قبل از انتخابات، اپوزيسيون ايران، شوراي ملي مقاومت اعلام كرد كه به فرمان خامنهاي قرار است تعداد شركتكنندگان در انتخابات 35 ميليون نفر معادل 75درصد رأيدهندگان اعلام شود.
مجله آفريقا ـ آسيا سپس تحت عنوان «واكنش غرب بيش از حد سرد بود» مقالة خود را چنين ادامه ميدهد:
به مسئولان وزارت كشور و اطلاعات , فرماندهان سپاه پاسداران و ديگر ارگانهاي رژيم فرمان داده شد كه صندوقهاي رأي را پر كنند، ارقام را بالا بكشند و تخلفات را سازمان دهند. اطلاعيه شوراي ملي مقاومت كه از ديدگان دور ماند، اعلام نمود، «خامنهاي دستور داده است كه احمدينژاد در همان دور اول پيروز اعلام شود». اين دقيقاً همان چيزي بود كه اتفاق افتاد. وزارت كشور خيلي زود نفر اول را با 69درصد آرا پيروز اعلام نمود و تعداد شركتكنندگان را 85% عنوان كرد. اپوزيسيون مخفي در ايران كه بر 25 هزار صندوق راي نظارت داشت, گزارش نمود كه از 46 ميليون نفر واجدين حق راي , فقط 8 ميليون نفر شركت كردند.
همه ترفندهاي تقلب بكار برده شد: كمبود برگه رأي در حوزهها , بسته شدن زودرس برخي از حوزههاي رأيگيري, عدم امكان حضور ناظران هنگام شمارش آرا, افزايش صندوقهاي سيار (با 14307 عدد كه تعدادشان نسبت به انتخابات گذشته 10برابر شده بود). همهٴ اين عمليات زير نظر سپاه پاسداران انجام شد.
با انتصاب مجدد احمدينژاد در همان دوره اول، وليفقيه ميخواست جلو ادامه تب و تاب مردم را بگيرد. سرخوردگي بسيار شديد بود. جشن به تظاهرات و سپس به قيام تبديل شد. صادق محصولي، وزير كشور، بلافاصله اعلام كرد «كسانيكه اين تظاهرات را برگزار مي كنند حامي هيچيك از كانديداها نيستند, آنها ميخواهند از اين شرايط براي تأمين منافع گروهكي خودشان استفاده كنند.»
رژيم مانع كار خبرنگاران شد، امكانات ارتباطي را قطع كرد و اينترنت را كند نمود. اما ايرانيهاي با هوش براي فراخوان به تظاهرات و انتقال اخبار درگيريها، به تلفنهاي دستي و شبكه تويتر متوسل شدند
پس از اظهارات ولي فقيه كه در پشت همة اين وقايع، دست باصطلاح «تروريستها» را ميديد و بعد از اعمال فشار بر خبرنگاران خارجي براي خروج از كشور, حكومت مسير شدت عمل را پيش گرفت.
محكوميتهاي محتاطانه يي از سوي غرب مطرح شد. البته كارنامه اسفبار جرج بوش بمثابه يك عامل منفي عمل كرد. اوباما كه به تازگي به سوي ايران دست دراز كرده بود متوجه شد دستي كه ميخواهد آن را بفشارد آغشته به خون است. موضوع هسته اي ايران ديگر نبايد بعنوان بهانه اي براي سكوت پيشه كردن مورد استفاده قرار بگيرد.
مجلة آفريقا – آسيا سپس مقالة خود را اينچنين بهپايان ميبرد:
به اعتقاد اپوزيسيون دوران موضعگيريهاي محتاطانه به سر آمده است. رژيم متزلزل شده است. براي پيشگيري از حمام خون، ايجاب مي كند جامعه بينالمللي واكنش قاطعتري از خود نشان دهد. زيرا آنچه در پيش است بسيار وخيم خواهد بود.
يک خبر خيلي مهم: شرکت مخابرات ايران از تاريخ 20 آبان به بعد به تمام کساني که از ياهو در ايران استفاده مي کنند يک ايميل زده، عنوان ايميل هست: "کارت اينترنت مجاني" وقتي اين ايميل رو باز مي کني يک KEY logger با حجم 32 کيلوبايت نصب مي شه و از اون به بعد تمام چيزهايي که تايپ مي کنيد هر 20 دقيقه به آدرس ايميل research@irantelecom.ir فرستاده مي شود و به اين ترتيب از تمام مطالبي که تايپ مي کنيد باخبر مي شوند.
اندرز و پيشنهاد
به مجلس خبرگان نظام
مسعود رجوى - 20تير 1388
به: رياست و اعضاى مجلس خبرگان
والسّلام على من اتّبع الهدى
با سلام به آقايانى كه در خبرگان رهبرى جلوس فرموده و به پاسدارى از جوهره و جانمايه نظام ولايتفقيه اشتغال داريد. مخاطب قرار دادن حضرات براى اينجانب بسيار دردناك و پر صعوبت است چرا كه مجلس خبرگان در اين رژيم نماد غصب و سرقت حق حاكميت مردم ايران و از اينرو مصداق بارز مغضوب عليهم از جانب خلق و خالق است. ليكن اميد است در بحبوحه قيام ملت، برخى آقايان صداى انقلاب نوين مردم را شنيده باشند.
مطمئنا همه حضرات در شرايط و سن و سالى هستيد كه مانند حقير به ياد مىآوريد كه مجلس خبرگان، از اساس محصول خيانت خمينى به مردم ايران و خلف وعده او درباره تشكيل مجلس موسسان با انتخاب آزاد ملت ايران است.
از جانب مردم ايران و نسل انقلاب (انقلاب ضدسلطنتى) كه خمينى را به قدرت رساند و براى او فرش خون گسترد سخن مىگويم، از جانب محكومان به اعدام، از جانب شكنجه شدگان، از جانب زندانيان سياسى و همه آنها كه حاصل رنج و خون آنها براى آزادى را خمينى ربود و ولايتش را در نهادى نامشروع به نام خبرگان، نهادينه كرد.
اما هدف از تحرير اين سطور، طعن و لعن نيست. هدف من يك اندرز و دو پيشنهاد است، هرچند بيم آن دارم كه به مصداق آيه شريفه «لاّ تحبّون النّاصحين» نصحيت كنندگان را خوش نداريد.
با اينهمه، از بابت اتمام حجت و ثبت در سينه تاريخ، بهعنوان اندرز درباره «استبداد زير پرده دين» كه تعبير پدر طالقانى است، به عرض مىرسانم: باور كنيد كه آب از سر اين رژيم و سلطنت مطلقه دينى، همچون سلطنت شاهنشاهى، گذشته و بهتر است آقايان در فكر كاستن از بار تقصيرات خود در محضر عدل الهى و پيشگاه ملت ايران باشند و بدنامى و نفرت و انزجار بيشتر بهجان نخرند.
پيشنهاد اين است كه: با توجه به حكم اخير آقاى منتظرى درباره عزل تلويحى خامنهاى، كه تالى تلو حجاجبن يوسف در روزگار ماست، براى ممانعت از خونريزى و بغى و فساد هر چه بيشتر از سوى نامبرده:
اولاً-با تشكيل جلسه فوقالعاده خبرگان، خامنهاى را بركنار و موقتاً آقاى منتظرى را كه اعلم همه شمايان است، جايگزين كنيد تا مقدمات انتخابات آزاد تحت نظارت بينالمللى براساس اصل حاكميت مردم ايران فراهم شود.
ثانياً-پس از اتخاذ اين تصميم، بلادرنگ مجلس خبرگان را منحل كنيد و آن را از دامان خود و روحانيت معاصر بزداييد.
همه شما بهخوبى مىدانيد كه براساس معيارها و قانون خودتان، خامنهاى هرگز و هيچگاه در سطح و جايگاه مرجعيت و ولايت نبوده است. موسوى اردبيلى در نماز جمعه دوم تيرماه 1368، سه هفته پس از مرگ خمينى، به صراحت خاطرنشان كرد كه علت انتخاب خامنهاى بهعنوان ولىفقيه از سوى خبرگان، ترس از مجاهدين و ارتش آزادىبخش ملى ايران و مبادرت كردن آنها بهعمليات ديگرى مانند فروغ جاويدان بوده است. او گفت: «دوستان مىترسيدند و مىلرزيدند، دشمنان هم خيلى اميدوار بودند به چنين روزى» كه همه مسئولين نظام بهزودى تكه و پاره شوند.
رفسنجانى هم در نماز جمعه هفتم آذر 1376 درباره عنوان مرجعيت براى خامنهاى تصريح كرد: شماها همه يادتان است كه دورانى كه (بحث) مرجعيت بود من سخنرانى نكردم. درباره مرجعيت ايشان هيچ نگفتم و هيچكس از من چيزى نشنيده. شايد هم باعث تعجب شماها باشد كه چرا فلانى حرف نمىزند. خيليها هم از من مىپرسيدند، ولى من نخواستم بگويم چرا؟ …
من مىدانستم ايشان راضى نيست مرجع بشود. يقين داشتم كه ايشان مخالف است.
فضيحت به حدى بود كه خامنهاى سرانجام از دعوى مرجعيت عقب نشست و به معرفى خود بهعنوان مرجع شيعيان خارج از ايران اكتفا كرد و به خواندن «درس خارج» روى آورد…
اما اگر آقايان درباره جايگزينى موقت منتظرى، از اين نظر مشكل داشته باشند كه با حرف صريح خمينى مبنى بر فقدان طاقت و لياقت و سادهلوحى منتظرى، چه بايد كرد؟ و بهخصوص اگر نامه خمينى به منتظرى در ششم فروردين 1368 را راهبند مىدانيد كه نوشته بود منتظرى در هيچ كار سياسى نبايد دخالت كند؛ توجه شما را به نامه 8فروردين1368 خود خمينى جلب مىكنم كه نوشته است: در اسلام، مصلحت نظام، مقدم بر هرچيز است!
ملاحظه مىفرماييد كه در شريعت خمينى هيچ چيزى مانع آنچه شما بخواهيد براى نجات خود انجام بدهيد، وجود ندارد.
با آرزوى توفيق براى پذيرش رأى و حاكميت مردم ايران و جلب رضايت خلق و خالق
مسعود رجوى
20تير 1388
روزنامه گاردين چاپ بريتانيا گزارشي در شرح وقايع حمله پس از انتخابات به کوي دانشگاه تهران از زبان شاهدان يعني چاپ کرده است.
اين جامع ترين گزارشي است که تاکنون از وقايع ساعات نخست دوشنبه 25 خرداد ماه، که طي آن نيروهاي امنيتي دولت ايران به خوابگاه دانشگاه تهران حمله کردند، منتشر مي شود.
گاردين مي نويسد حمله آن شب درحالي رخ داد که تهران دو روز پس از انتخابات هنوز از خشم بروز 'تقلب' آرام نداشت.
گاردين مي نويسد: 'در داخل خوابگاه در خيابان امير آباد شمالي دانشجويان براي خواب آماده مي شدند، هرچند اعصاب متشنج بود. تنها ساعاتي پيشتر چندين نفر در برابر در اصلي دانشگاه کتک خورده بودند.'
اين روزنامه مي نويسد: 'آنچه بعد از آن اتفاق افتاد به يکي از رويدادهاي محوري در ناآرامي هاي پس از انتخابات بدل شد؛ پليس با يورشي خشن به داخل خوابگاه ها به شکستن قفل ها و بعد استخوان ها پرداخت، به ده ها دانشجو حمله کرد، بيش از 100 نفر را با خود برد و پنج نفر را کشت. مقام ها هنوز اين حمله را انکار مي کنند اما شرحي که از مصاحبه با پنج فرد حاضر در حادثه به دست مي آيد، داستاني متفاوت را بازگو مي کند.'
يکي از 133 دانشجويي که آن شب دستگير شدند به گاردين گفت: 'ما آماده خوابيدن مي شديم که ناگهان صداي شکسته شدن قفل ها توسط آنها که مي خواستند وارد اتاق شوند را شنيديم. پيشتر آنها را درحال کتک زدن دانشجويان ديده بودم اما تصور نمي کردم داخل بيايند. اين حتي خلاف قوانين ايران است.'
پليس با يورشي خشن به داخل خوابگاه ها به شکستن قفل ها و بعد استخوان ها پرداخت، به ده ها دانشجو حمله کرد، بيش از 100 نفر را با خود برد و پنج نفر را کشت. مقام ها هنوز اين حمله را انکار مي کنند اما شرحي که از مصاحبه با پنج فرد حاضر در حادثه به دست مي آيد، داستاني متفاوت را بازگو مي کندگاردين
به نوشته گاردين 46 دانشجو از يکي از خوابگاه ها دستگير و به زير زمين وزارت کشور در آن نزديکي در خيابان فاطمي منتقل شدند. همانجا در طبقات بالايي ساختمان بود که شمارش آرا - و به ادعاي هواداران نامزدهاي مخالف، تقلب در آرا - در جريان بود. 87 دانشجوي ديگر به يک ساختمان امنيتي پليس در خيابان حافظ برده شدند. دانشجويان از شکنجه و بدرفتاري در آنجا سخن مي گويند.
در اين گزارش آمده است: 'پنج نفر جان باختند: فاطمه براتي، کسري شرفي، مبينا احترامي، کامبيز شعاعي و محسن ايماني. آنها روز بعد در بهشت زهراي تهران دفن شدند که گزارش مي شود بدون مطلع کردن خانواده هاي آنها بود. تحکيم وحدت، يک سازمان دانشجويي، نام آنها را تاييد کرده است.'
در ادامه گزارش گاردين آمده است: 'شاهدان عيني گفتند که اين دو دختر و سه پسر هدف ضربات مکرر باتوم برقي در ناحيه سر قرار گرفتند. به خانواده هايشان اخطار داده شد درباره بچه هايشان صحبت نکنند و مراسم ترحيم برگزار نکنند - مانند والدين ندا آقا سلطان، که چهره اش پس از پخش فيلم کشته شدن او به ضرب گلوله در خيابان، با جنبش اعتراضي مترادف شد.'
براساس قوانين ايران پليس، اعضاي سپاه پاسداران و ساير نيروهاي مسلح و شبه نظامي حق ورود به دانشگاه ها را ندارند - که ميراث طغيان سال 1999 دانشجويان است که تا ماه گذشته جدي ترين ناآرامي ها در ايران پس از انقلاب اسلامي بود.
يک دانشجو حوادث يکشنبه شب را چنين براي گاردين بازگو کرد: 'پليس به داخل خوابگاه ها گاز اشک آور شليک کرد، ما را زد، پنجره ها را شکست و مجبورمان کرد بر زمين دراز بکشيم. من حتي تظاهرات هم نکرده بودم اما يکي از آنها رويم پريد، پشتم نشست و مرا زد. و بعد درحالي که تظاهر مي کرد در جستجوي چاقو و تفنگ است، از من سوءاستفاده جنسي کرد. تهديدمان مي کردند که ما را حلق آويز کنند و به ما تجاوز کنند.'
به گزارش گاردين يک دانشجوي ديگر ماجرا را اينطور شرح داد: 'پليس ضدشورش در دو صف ايستادند و با بالا گرفتن سپرهايشان يک تونل تشکيل دادند. آنها وادارمان کردند بارها از ميان آن بدويم. ما را مي زدند و بر سپرهايشان مي کوبيدند. پاي يکي از هم اتاقي هايم شکسته بود اما باز هم وادارش کردند بدود.'
يک دانشجو در گفتگو با گاردين مي نويسد که: ديگران رفتار مشابهي را از بسيجي ها ديده بودند.
يک دانشجو به اين روزنامه گفت: 'يک بسيجي که پشتم نشسته بود به من گفت: 'پسر خوشگله الان هفت ساله که کسي را ..... وقتي رسيدم نشونت مي دم که چکار مي تونم باهات بکنم.' آنها ما را آزار مي دادند و مدعي بودند که به آنها يا رهبر توهين کرده ايم.'
به نوشته گاردين يک دانشجوي ديگر درحالي که گريه مي کرد گفت: 'ظرف يک ثانيه فهميدم که اين ساختمان اصلي وزارت کشور در خيابان فاطمي است. باورم نمي شد، سياستمداران ارشد، اعضاي پارلمان و بازرسان در طبقات بالايي بودند و ما در زير زمين. شکي ندارم که در طبقات بالا مشغول تقلب در آرا بودند.'
گاردين مي نويسد که به گفته شاهدان عيني پليس و ماموران زخمي ها را به حال رها کرده بودند و کسي به يک دانشجو که يکي از چشمانش را در اثر اصابت گلوله پلاستيکي از دست داده بود کاري نداشت. يک شاهد گفت: 'ما به آنها تمنا مي کرديم کساني را که بيش از ديگران آسيب ديده بودند به بيمارستان ببرند اما آنها فقط مي گفتند: ولشان کنيد تا بميرند.'
گاردين مي نويسد: 'اين مخمصه 24 ساعت بعد وقتي فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران و عليرضا زاکاني يک نماينده تهران در مجلس، براي بازداشتي ها صحبت کردند تمام شد. رهبر به آنها گفت که او اجازه ورود پليس براي کنترل اوضاع خوابگاه را داده بود - اما او چند روز بعد اين مساله را تکذيب کرد.'
به نوشته گاردين پليس پيش از آزاد کردن دانشجويان لباس هاي تازه در اختيار آنها قرار داد. يک دانشجو گفت: 'نمي خواستند هيچ شاهدي از آنچه اتفاق افتاده بود وجود داشته باشد. اما چه شاهدي بالاتر از 133 دانشجويي که آنجا بودند و همه چيز را ديدند و عذاب کشيدند؟'.
مريم رجوي
به كارزار بين
المللي در حمايت از قيام مردم ايران فرا ميخواند
خانم مريم رجوى، رئيسجمهور برگزيده مقاومت ايران، با درود به خانواده شهيدان سرفراز قيام سراسرى مردم ايران كه شجاعانه بر سر مزار عزيزانشان گرد مىآيند و با درود به خانواده دستگيرشدگان كه سه هفته است در مقابل زندان اوين و دادستانى ضدانقلاب اجتماع مىكنند، عموم مردم ايران را به همبستگى و كمك به آنان فراخواند و گفت: اين همبستگى يك وظيفه ملى و ميهنى و بخش ضرورى قيام مردم ايران براى دموكراسى و حاكميت مردم و نفى استبداد خونريز مذهبى است.
خانم رجوى همچنين عموم احزاب، پارلمانها، حقوقدانان و فعالان سياسى و حقوقبشرى
را به حمايت از قيام مردم ايران براى آزادى و به تلاش براى آزادى زندانيان و
همبستگى با خانواده شهيدان و اسيران اين قيام فراخواند.
خانم رجوى با توجه بهشهادت دست كم 200تن از قيام كنندگان، در طول سه هفته گذشته،
با يادآورى دستگيرى هزاران تن از آنان كه تحت شكنجههاى وحشيانه قرار دارند و از
جمله شهادت كيانوش آسا دانشجوى 25ساله زير شكنجه
با يادآورى تشكيل يك هيأت سه نفره براى تعيين تكليف دستگير شدگان، شامل
جنايتكارترين مقامهاى اين رژيم يعنى وزير اطلاعات سابق و دو عضو كميته سه نفره مرگ
در سال 1988 كه 30هزار زندانى سياسى را در چند هفته قتل عام كردند،
با توجه اعمال شكنجههاى وحشيانه فيزيكى و روانى عليه دستگيرشدگان، از جمله اعضاى
جناح مقابل به منظور كشاندن آنها به شوهاى تلويزيونى و اعترافهاى اجبارى،
با در نظر گرفتن دستورالعمل جنايتكارانه آخوند شاهرودى رييس قوه قضاييه رژيم به
دستگيرى و مجازات همكارى كنندگان با شبكههاى ماهوارهيى يا اينترنتى مخالف نظام
به جرم اقدام عليه امنيت كشور.
و با توجه به اينكه بهرغم اين همه وحشيگرى و قساوت، قيام مردم ايران براى آزادى
ادامه دارد و فريادهاى الله اكبر، مرگ بر ديكتاتور جوانان از گوشه و كنار ايران به
گوش مىرسد،
از همه احزاب و رهبران سياسى، قانونگذاران، حقوقدانان و وكلا، روشنفكران،
نويسندگان و هنرمندان و سنديكاها و اتحاديههاى كارگرى و دانشجويى و مجامع و
ارگانهاى مدافع حقوقبشر و آزادى بيان در كشورهاى مختلف خواست به هر وسيله ممكن به
حمايت از قيام مردم ايران براى آزادى و به تلاش براى آزادى زندانيان و همبستگى با
خانواده شهيدان و اسيران اين قيام مبادرت نموده و بهطور مشخص دبيركل، شوراى امنيت
و همه كشورهاى عضو ملل متحد و همه ارگانهاى ذيربط بينالمللى را به اقدامهاى زير
فرابخوانند:
1.اعزام يك هيأت بينالمللى براى تحقيق پيرامون وضعيت مفقودان و زندانيان سياسى،
به ويژه دستگيرشدگان هفتههاى اخير، ممانعت از اعمال فشار به بازداشت شدگان براى
شركت در شوهاى تلويزيونى و مشخص كردن ليست دقيق شهيدان قيام مردم ايران و محل دفن
آنها
2.تعليق روابط ديپلوماتيك و اعمال تحريمهاى همه جانبه عليه رژيم آخوندى و ممنوعيت
سفر مقامهاى اين رژيم به خارج تا توقف كامل سركوب و آزادى همه زندانيان سياسي
وادار كردن رژيم به ابطال انتخابات نامشروع و پذيرش انتخابات آزاد تحت نظر ملل
متحد، بر اساس حق حاكميت مردم ايران و نه در چارچوب ولايت فقيه
3.ارجاع پرونده انتخابات قلابى 12ژوئن و سركوب مردم ايران و كشتار زندانيان به
شوراى امنيت ملل متحد و محاكمه مسئولان كشتار مردم ايران از جمله خامنهاى و احمدىنژاد.
دبيرخانه شوراى ملى مقاومت ايران
16تير 1388 (7 ژوييه 2009).
روزنامه گاردين:
گزارش تكاندهنده شكنجه دستگيرشدگان, توسط وحوش ولايت
روزنامه گاردين گزارشى
تکان دهنده از ضرب و شتم و شکنجه و آزار جنسى بازداشت شدگان اخير در زندانهاى رژيم
را منتشر کرده که اوج رذالت و ددمنشى رژيم آخوندى را نشان مىدهد. به قسمتهايى از
اين گزارش توجه كنيد:
گاردين در شماره 11تيرماه خود در رابطه با جوانى كه در جريان قيام مردم تهران
دستگير شده و پس از شكنجههاى وحشيانه پس از دو هفته آزاده شده مىنويسد:
اين جوان 18ساله پس از آن كه آزاد مىشود با بدنى خونين به خانه نزد پدرش مراجعه
مىكند ولى پدرش كه طرفدار احمدىنژاد است به او مىگويد تو منافق هستى و
نمىتوانى به خانه بيايى و او اجبارا نزد يكى از دوستانش مىرود.
دوست او مىگويد: وقتى او را ديدم از وضعيت وخيم جسمىاش فهميدم كه به تازگى آزاد
شده. کتف و بازويش پارگى داشت. صورتش هم علاوه بر کوفتگى زخم عميق داشت. استخوانهايش
نشکسته بود ولى تمام بدنش ضرب ديده بود. مىخواستم از او عکس بگيرم که نگذاشت. او
را پيش دكتر بردم.
دکتر گفت تنها چهارتا از دندانهايش سالم مانده، بقيهاش شکسته. حرفهايش را نمىشد
فهميد. دکتر پس از معاينه او گفت برايش چيزى باقى نگذاشتهاند اين جوان ديگر
نمىتواند به زندگى برگردد و بعد توضيح داد كه به دليل دفعات مستمر تجاوز به او
دچار پارگى ركتوم شده و در معرض خونريزى رودهى بزرگ است.
دكتر تمام روز را صرف معاينه او كرد و از ديدن وضعيت بدنى او حالت شوكه پيدا كرده
بود و نهايتا با اصرار دكتر او را به بيمارستان برديم. در بيمارستان به اسم ديگرى
پذيرفتندش.
دفترچهى بيمهى کس ديگرى را نشان داديم. پرستارها گريه مىکردند، و مرتب مىپرسيدند
کدام حيوانى او را به اين روز انداخته. همراهان ساير مريضها جمع شده بودند ببينند
چه بلايى سرش آمده.
در تظاهرات روز دوشنبه دو هفته قبل در شيراز او را دستگير كرده بودند. در آن
تظاهرات جمعى از جوانان درشتاندام سپر انسانى دور تظاهراتکنندگان تشکيل داده
بودند. او هم يکى از آنها بوده.
مىگفت توانسته بود چندمأمور يگانهاى ويژه را كه به مردم هجوم مىبردند، تنبيه
كند. ولى درجايى به او حمله مىكنند و روى سرش مىريزند و دستگيرش مىكنند.
خود اين جوان مىگويد: «بعد از دستگيرى تا شب داخل ماشين مرا حبس کرده بودند. بعد
به سلول انفرادى منتقلم کردند. دو روز در سلول انفرادى بودم. مرتباً بازجويىام مىکردند،
و به قول خودشان جوجه كبابم مىكردند در اين روش از شكنجه دست و پارا به هم مىبندند
و از سقف آويزان مىکنند، بعد مىچرخانند و با کابل مىزنند. مستمر مىگفتند اگر
همکارى نکنى جوجهکبابات مىکنيم.
«روزى يک وعده غذا مىدادند و وقتى آب براى رفع تشنگى مىخواستيم آب گرم مىدادند.
سيلى مکرر جزو مجازاتها بود. در بازجويىها مرتباً مىپرسيدند که آيا از خارج
دستور گرفتهام؟ بعد مرا پيش قاضى بردند که قرار بود حکم نهايى را صادر کند. مرا
به دو ميليون و پانصد هزار تومان جريمه محکوم کرد و دوسال زندان تعليقى و تعزيرى.
گويا تمامش ظاهرسازى بود. فکر کردم از بازداشتگاه مىبرندم زندان. ولى مرا به جايى
فرستادند که اسمش را گذاشتهاند «اتاق گردنکلفتها». چند جوان ديگر هم به سن و
سال من آنجا بودند. از يکى از مأمورها پرسيدم که چرا مرا به زندان نفرستادهاند.
گفت هنوز چند روزى بايد مهمانمان باشى.
«در حين بازجويى از من خواستند که تعهد بدهم و اعتراف کنم. نکردم. گفتند «از
دوستانات بپرس که با کسانى که همکارى نمىکنند چه کار مىکنيم». بقيه را هم دوشنبه بيستو
پنجم خردادگرفته بودند.
نگران بودم که نکند مردم از خيابانها رفته باشند و تظاهرات ساکت شده باشد. با همسلولىهايم
مشورت کردم چه کار کنم. هيچکس نظرى نداشت. وسوسه شدم اعتراف کنم ولى نکردم.
از روز سوم دوباره شروع کردند به کتک زدن. روز بعد، دوباره بازجويى کردند و
ريختند روى سرم. اصرار داشتند که از خارج دستور مىگرفتهام. روز پنجم يا ششم
دستگيرى وقتى اعتراف نكردم سه چهار مأمور درشتهيکل که قبلاً نديده بوديم وارد شدند.
گفتند «ما با گردنکلفتها جور ديگرى رفتار مىکنيم». بعد با حمله به من لباسهايم
را پاره كردند و به من تجاوز كردند. آنهم در مقابل ساير بازداشتشدگان. آنها کارى
از دستشان برنمىآمد. ولى اعتراض كردند و کتک خوردند.
بعد هم به همسلولىهايم گفتند «ببينيد ما با گردنکلفتها چه کار مىکنيم». بعد
رفتند.
«همسلولىهايم بهخصوص يکىشان که سناش بيشتر بود مرا دلدارى مىدادند. مىگفتند
آنها مىخواهند با اين كار ترا خرد كنند ولى تو مقاومت كن.
گاردين در ادامه اين گزارش تكاندهنده به نقل از اين جوان شكنجه شده افزود:
«در روزهاى بعد به دو هم سلولى ديگرم هم جلو چشمان ما تجاوز كردند و بعد هر روز
اين كار تكرار شد بهلحاظ جسمى به شدت ضعيف شده بوديم وقتى در برابرتجاوز به هم
سلوليم اعتراض كردم آنقدر كتكم زدند كه ديگر چيزى نفهميدم و بعد به سلول انفرادى
مرا منتقل كردند.
بعد از كتك زدن مداوم مىگفتند «حالا آدم شدى؟ فهميدى ما با گردنکلفتها چه کار
مىکنيم؟ اگر آدم نشوى و اعتراف نكنى كه رابط ات براى شركت در تظاهرات كيست مىفرستيمات
عادل آباد بند هم جنس بازها.
گفتم رابطى ندارم و خبر تظاهرات را از روى اينترنت گرفتهام و به نظر م کار درستى
آمده و شرکت کردهام.
به نوشته گاردين دوست اين زندانى مىگويد وقتى او اين صحبتها را مىكرد بارها گريه
كرد و فقط به اين دليل حاضر شد بگويد كه دنيا بفهمد رژيم آخوندى با كسانى كه اكنون
در زندانها اسيرند چه مىكند.
تأسیس شورای ملی مقاومت ایران توسط مسعود رجوي

بیست و پنجمین سالروز تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، یگانه جایگزین دموكراتیك رژیم پلید آخوندی خجسته و مبارك باد. ربع قرن كارزار پیروزمند، ربع قرن اتحاد عمل موفق سیاسی، شورای ملی مقاومت را بهیكی از بزرگترین افتخارات بی بدیل مردم ایران تبدیل كرده است. ائتلاف ماندگار و پایدار شورا، نماد ایمان مردم ایران بهدموكراسی و باور آنها بهتحقق آن درایران است. این تجربه ای شگفت انگیز و درعین حال بسیار خوشحال كننده است كه افرادی بااندیشههای گوناگون و تشكیلات متفاوت، گرد هم بیایند و 25 سال مستمر از فراز و نشیبهای سهمگین سیاسی عبور كنند و همچنان با استحكام و انسجام همچون تنی واحد درعرصه كارزار سیاسی با رژیم پلید و ضد بشری بهپیش بتازند.
25 سال تجربه موفق شورای ملی مقاومت را بایستی میوه شیرین مبارزات صد ساله مردم ایران از مشروطه تا امروز دانست. مبارزاتی كه امسال صدمین سالروز آنراگرامی خواهیم داشت. آری 75 سال تلاش ملت ایران برای آزادی، سرانجام در30 تیرماه سال60 با شكل گیری شورای ملی مقاومت بهبار نشست. شورای ملی مقاومت یگانه ائتلاف سیاسی تاریخ ایران است كه حامل و واضع سنتهای دموكراتیكی است كه برای اولین بار درتاریخ مبارزات سیاسی مردم ایران محقق میشود.
اینرا باید بهمسئول شورا آقای مسعود رجوی كه بنیانگذار و واضع این ستنهای دموكراتیك است وهمچنین بهتك تك اعضای شورا كه در روند یك اتحاد عمل سیاسی صمیمانه و موفق موجب خلق و ماندگاری این سنتها شده اند تبریك گفت.
دربیست و پنجمین سالروز تأسیس شورای ملی مقاومت، با گرامی داشت یاد شهیدان پرافتخار شورای ملی مقاومت؛ آقایان دكتر كاظم رجوی، كاظم باقرزاده، محمد حسین نقدی و زنده یاد مهناز جهانبانی، نگاهی گذرا بهچگونگی شكلگیری، نقش، ساختار و وظائف و مسئولیتهای شورای ملی مقاومت میافكنیم:
شوراي ملي مقاومت
شوراي ملي مقاومت جايگزين دموكراتيك و مردمي رژيم خميني است. اين شورا كه سيماي سياسي مقاومت عادلانهٌ مردم ايران عليه ديكتاتوري ضدبشري خميني را نمايندگي ميكند، ائتلاف سياسي فراگيري است از سازمانها و شخصيتهاي مترقي، انقلابي و مردمي ميهنمان كه در 30تير ماه 1360 توسط آقاي مسعود رجوي در تهران بنيانگذاري شد.
وظيفه و نقش شورا
شوراي ملي مقاومت براي سرنگون كردن رژيم خميني و استقرار دموكراسي وحاكميت مردم در ايران تشكيل شده است . انتقال حاكميت به مردم كه از مجراي انتخابات عمومي و تأسيس مجلس موٌسسان ميگذرد، توسط دولت موقت انجام ميگيرد. بههمين جهت وظيفه شورا در ماده اول اساسنامهاش اين چنين تعريف شده است:
«شوراي ملي مقاومت براي سرنگوني رژيم خميني و استقرار دولت موقت تشكيل شده است»
13سال پس از تأسيس، اكنون شوراي ملي مقاومت باپشتوانهٌ مقاومتي مصمّم وآبديده، ناشي از رنج وخون صدهزار شهيد، باپشت سر گذاشتن مراحل تثبيت و گسترش خود، با دردست داشتن برنامه، طرح و سياست مشخص و اعلام شده و با برخورداري از اعتبار و مقبوليت ملي وبينالمللي آماده است تا در نقش جانشين سياسي، به ايفاي مسئوليت تاريخي وميهني خود بپردازد.